× If you don’t speak "Farsi" contact Dr. Vaghardoost directly by sending a message on Whatsapp or Telegram: +989123366511

ارزیابی بالینی و آنالیز صورت

چهره های جذاب از نظر ویژگی ها و روابط خاص دارای مشترکاتی هستند. به منظور تشخیص دقیق و ایجاد بهترین برنامه درمانی برای بیماری که مایل به رینوپلاستی (جراحی بینی) است، این ویژگی ها و روابط را باید بطور کامل آنالیز کرد. زمانی که چهره دارای عدم تناسب و روابط ضعیف است، ممکن است فقط از طریق شیوه های جراحی ارتوگناتیک یا حتی کرانیوفاسیال (سر و صورت) بتوان آن را اصلاح کرد. البته، این تفاوت ها را باید با بیمار درمیان گذاشت و به هنگام تعیین بهترین شیوه جراحی آنها را در نظر بگیریم. 

همچنین شکل، تناسب و ارتباط دیگر اجزای خود بینی باید کاملا بررسی شوند. بررسی دقیق این نواحی به ما می آموزد که به جای جراحی جهت کوچک کردن بینی، ممکن است با افزودن یا به عبارتی پر کردن برخی نواحی بینی بتوانیم نتیجه بهتری بدست آوریم (به عنوان مثال، پروجکشن نوک بینی را زیاد کنیم، دورسم بینی را افزایش دهیم، شیارهای عمیق پره بینی را پیوند بزنیم و یا بینی کوتاه را بزرگ کنیم). 

در این فصل، تناسب های چهره و بینی و نسبت هایی که برای ارزیابی بیمار تحت رینوپلاستی مفید هستند را نشان می دهیم. این به معنای جمع آوری کامل اندازه های صورت و نسبت ها نیست (موارد بیشتری توصیف شده اند) بلکه اینها برخی از موارد مهم تر هستند. جراح باید در نظر بگیردکه این نسبت ها مطلق نیستند؛ بسیاری از چهره ها با وجود هماهنگی کمتر از حد ایده آل از جذابیت بالایی برخوردارند. البته، نسبت ها و تناسبی که در اینجا به تفصیل بیان می کنیم به عنوان زیربنای آنالیز صورت استفاده می شود و به ما کمک می کند تا ببینیم چه چیز موجب می شود چهره ای  ظاهر منحصر به فرد خود را داشته باشد.

 

آنالیز صورت

تقارن صورت یکی از مواردی است که همیشه باید مورد ارزیابی قرار بگیرد.  چهره اکثر بیماران متقارن نیست. از آنجائیکه بیشتر بیماران نسبت به ظاهر بعد از عمل خود حساسیت بالایی دارند، هرگونه بی تقارنی یا التهاب را قبل از عمل باید به بیمار گوشزد کنیم تا بیمار نتواند این موارد را به جراحی نسبت دهد. 

این نمای تمام رخ چهره است که با نسبت های زیبایی شناختی ترسیم شده است. صورت توسط خطوطی به پنج قسمت عمودی تقسیم شده است. این خطوط در نزدیکی جنبی ترین پروجکشن جانبی سر، کانت جانبی و کانت میانی رسم شده است. 

پهنای دهان تقریبا به اندازه فاصله بین کناره های میانی در دو گوشه است. یک سوم پایینی صورت به طور مساوی توسط خطی افقی در پایین ترین نقطه قرمزی لب تحتانی به دو قسمت تقسیم شده است. 

خطی افقی که از فرورفتگی زیر لب تحتانی می گذرد، فاصله محل تماس لب ها تا پایین ترین نقطه چانه را با نسبت 1 به دو تقسیم می کند. عرض دهان و فاصله محل تماس لب ها تا پایین ترین نقطه چانه با هم برابر است. 

فاصله ابروها تا زیر چانه (B) برابر پهنای صورت بین در فاصله بین دو استخوان گونه است. فاصله خط زیر کاسه چشم تا زیر بینی برابر  پهنای قاعده بینی و نصف فاصله یک سوم میانی صورت است. 

اسکلت صورت باید از نظر دفرمیتی هایی نظیر جلوآمدگی (هایپرپلازی) فک پایین و هایپرپلازی، پس رفت حفره گلابی شکل و برجستگی یا تورفتگی گونه ارزیابی شود. روش های جنبی نظیر جراحی ارتوگناتیک، افزودن حفره گلابی شکل و یا برجسته کردن گونه را نیز می توان در نظر گرفت. 

نسبت های بین فک پایین و بالا بیشترین اهمیت را دارند و بعدا تعیین می شوند. صورت توسط خطوطی افقی که از زیر چانه، قاعده بینی و ابروها (بریدگی بالای کاسه چشم) و رستنگاه مو (این خط با مدل مو تغییر می کند بنابراین این مشخصه کمترین اهمیت را دارد) می گذرد به سه قسمت تقسیم می شود. خطی که از محل تلاقی دو لب می گذرد، ناحیه یک سوم پایینی صورت را به دو قسمت یک سوم بالایی و دو سوم پایینی(ثلث پایین) تقسیم می کند.  

درصورتیکه این نسبت ها خارج از محدوده طبیعی باشند، برای اصلاح ایده آل ظاهر بیمار ممکن است نیاز به ارتوگناتیک یا جراحی ارتوگناتیک و همچنین رینوپلاستی احساس شود تا بهترین نتیجه در جهت زیبایی بیمار حاصل شود. برجستگی نواحی مختلف فک بالا نیز باید مشاهده شود.  در برخی بیمارها با مکانیسم حفره گلابی شکل، لب بالا ممکن است برجسته باشد. افزایش حفره گلابی شکل ممکن است در کنار رینوپلاستی لازم شود. برجستگی گونه نیز باید ارزیابی شود. برجستگی ضعیف گونه از زیبایی ظاهری می کاهد و در نتیجه لازم است تا برجسته کردن گونه را نیز مدنظر بگیریم. 

این نمای نیم رخ با نسبت های زیبایی شناختی ترسیم شده است و نشان می دهد که صورت به سه ناحیه افقی تقسیم شده است. فاصله زاویه فک پایین تا زیر چانه برابر یک دوم فاصله زیر چانه تا رستنگاه معمولی مو است. 

به دلیل اهمیت موضع لب ها و کانتور در ارزیابی چرخش و پروجکشن نوک بینی، کمپلکس لب و چانه باید قبل از اقدام به آنالیز بینی مورد ارزیابی قرار گیرد. نسبت مطلوب کمپلکس لب- چانه عبارت است از لب فوقانی که به اندازه 2 میلی متر بیش از لب تحتانی جلو آمده باشد. خطوط چانه در زنان، کمی نسبت به لب تحتانی عقب تر است. این عقب رفتگی در مردان خیلی بیشتر است. چنانچه لب فوقانی در وضعیت خوبی نباشد یا کانتر خوبی نداشته باشد، ممکن است در حین رینوپلاستی مورد اصلاح قرار گیرد. برخی بیماران دارای لبهای تنشی هستند، یعنی زاویه لب - کلوملار آنها کاملا پر است، لبهای باریکی دارند و سطح قرمزی لبها کمی تورفتگی دارد. این مورد اغلب در بیمارانی با بینی های خیلی برجسته مشاهده می شود و می توان آن را با نزدیک کردن نوک بینی به صورت اصلاح کرد. لب تنشی اغلب در بیمارانی با پروجکشن ناقص بینی مشاهده می شود. در چنین مواردی بهترین کار آن است که این تنش را با آزادکردن قاعده بینی از بین ببریم و بگذاریم تا از عقب جای خود را بگیرد. همچنین می توان با پیوند نوک بینی، آن را به هر میزان که مایلید برجسته کنید.   

لب بالا از نظر موقعیت و کانتر باید ارزیابی شود؛ بویژه،  لب تنشی می تواند با بینی خیلی برجسته یا برعکس مرتبط باشد.  شیوه رینوپلاستی را می توان برای کمک به کاهش تنش ظاهر لب طراحی کرد. 

دلیل دیگری که لب بالا را غیرطبیعی جلوه می دهد ،برجستگی عقب سپتوم انتهایی بینی است. این برجستگی موجب می شود اتصال لب – کلوملار پر نشان دهد و بینی ظاهری شبه چرخشی پیدا کند. این نقص را می توان با تراشیدن بخشی از استخوان خلفی سپتوم بینی اصلاح کرد. خار بینی معمولا در این دفرمیتی نقشی ندارد و در نتیجه تراشیدن بخشی از آن بندرت لازم می شود. 

 شبه چرخش بینی زمانی مشهود است که سپتوم بینی در قسمت عقب برجسته شود و اتصال لب - کلوملار پر نشان داده شود. 

افزایش پروجکشن لب فوقانی می تواند به علت برجسنگی یا شیب نامناسب ثنایاهای مرکزی باشد. برای کاهش پروجکشن نیاز به جراحی ارتودونسی یا ارتوگناتیک است. در مورد چنین دفرمیتی ای باید قبل از رینوپلاستی با بیمار صحبت کرد تا معلوم شود آیا وی علاقمند به اصلاح این نقص هست یا خیر. درصورتیکه بیمار علاقه ای به رفع این مشکل نداشته باشد، حداقل آگاهی پیدا می کند که نتیجه جراحی ممکن است تا حدی تحت تاثیر این مشکل قرار گیرد.

 

آنالیز بینی

آنالیز بالینی و تشخیص دفرمیتی خارجی بینی با استفاده از اندازه ها و نسبت های توصیف شده در اینجا صورت می گیرد. این اندازه و نسبت ها در اینجا معیار هستند. اول از همه نوع پوست و بافت باید ارزیابی شود. درصورتیکه پوست ضخیم و چربی دار باشد، مانند پوست نازک کشیده نمی شود و مدت بیشتری طول می کشد تا ورم آن فروکش کند و نتیجه نهایی مشاهده شود. به عبارت دیگر، پوست نازک گاهی اوقات به خوبی کشیده می شود و پس از فروکش ورم، دفرمیتی های کوچکی در زیر پوست مشاهده می شود. باوجود اینکه اکثر پوست های چربی دار ضخیم هستند، گاهی پیش می آید که پوست بیمار علی رغم چرب بودن نازک است. از نظر پیش بینی کشیده شدن پوست، ضخامت پوست مهمتر از ویژگی چربی دار بودن آن است. 

ضخامت پوست باید ارزیابی شود زیرا پوست ضخیم به خوبی پوست نازک روی بدنه استخوانی غضروفی کشیده نمی شود و مدت زمان بیشتری متورم می ماند. زمانی که پوست نازک مجددا  روی کالبد استخوانی غضروفی کشیده می شود، احتمال نشان دادن دفرمیتی های زیر آن بیشتر از پوست ضخیم است.  

پس از آنالیز پوست، بینی برای انحرافات احتمالی مورد ارزیابی قرار می گیرد. خطی که از ناحیه میان دو ابرو تا خط زیر چانه کشیده می شود باید پل بینی، نوک بینی و ناحیه V شکل در قسمت مرکزی لب بالایی را به دو قسمت تقسیم کند. در صورت مشاهده انحراف، دلیل آن باید مشخص گردد. رفع برخی انحرافات نیاز به جراحی جداری دارد، درحالیکه انحرافات دیگر با  استئوتومی (جراحی استخوان) و یا استتار برطرف می شوند.

در مرحله بعد، پهنای بدنه بینی و نوک بینی ارزیابی می شوند. درصورتیکه فاصله بین گونه و بینی بیش از 80% پهنای معمول پایه بینی باشد، پایه استخوانی را در زمان استئوتومی باید باریک کرد. اگر پهنای پایه استخوانی در حد طبیعی باشد اما دورسم بینی پهن باشد، حرکت دادن استخوان های بینی نیازمند باریک کردن بخش خلفی استخوان ها و در عین حال حفظ کردن پهنای قاعده بینی است. حفظ پهنای پایه استخوانی ممکن است نیازمند قراردادن پانسمان بین مکان استئوتومی و سپتوم بینی باشد. در بینی دست نخورده، عریض کردن پایه استخوانی به ندرت الزام پیدا می کند. 

پهنای بدنه بینی باید 80 درصد پهنای بینی در پایه بینی باشد، در اینصورت این پهنا طبیعی است.

پهنای پایه بینی باید تقریبا برابر با فاصله اینترکانتال (زاویه داخل چشم ها) یعنی برابر پهنای یک چشم باشد. اگر فاصله اینترکانتال کمتر از پهنای یک چشم باشد، بهتر است بینی را کمی پهن تر از فاصله اینترکانتال کنیم. اگر بینی پهن تر از عرض یک چشم باشد، آنگاه باید پایه بینی را برای باریک شدن برش دهیم. 

پهنای پایه بینی باید تقریبا برابر فاصله اینترکانتال باشد.

alar rim باید در قسمت تحتانی دارای زبانه ای باشد که اندکی به بیرون متمایل است. دورسم بینی را باید با دو خط منحنی واگرا که از ابتدای دو ابرو تا نوک بینی کشیده شده است نشان داد. 

نوک بینی، در نمایی تمام رخ، باید چهار نقطه تعریف کننده داشته باشد: نقطه تعریف کننده نوک بینی در هر طرف، فرورفتگی مختصر نوک بینی و زاویه لُبی - کلوملار . خطوطی که این چهار نقطه را به هم وصل می کند، باید دو مثلث متساوی الاضلاع تشکیل دهد. درصورتیکه هرکدام از این نقاط در جایگاه صحیح خود نباشند، آن نقطه و علت آن باید مشخص گردد.  برای حل این مشکل نیاز به اصلاح نوک بینی است. 

نوک بینی از طریق مکان یابی نقطه تعریف کننده نوک بینی در هر طرف، فرورفتگی مختصر نوک بینی و زاویه لُبی - کلوملار ارزیابی می شود. هرگونه اختلاف در مثلث های شکل گرفته توسط این چهار نقطه را باید برای تعیین علت مورد ارزیابی قرار داد. 

درجه کوفته ای بودن نوک بینی را نیز باید در نظر گرفت. اگر نوک بینی کوفته ای است، احتمالا نیاز می شود که غضروف طرفی تحتانی باریک شوند. درصورتیکه ضخامت پوست به این مشکل دامن می زند، می توان در حین جراحی از حجم آن کاست؛ البته این کار خطرات احتمالی خود را نیز دربر دارد (فصل 1 و 2 را مشاهده کنید). اگر افزایش فاصله بین برآمدگی ها علت مشکل است، می توان آنها را به هم نزدیک تر کرد. 

کلوملار در نمای تمام رخ مورد بررسی قرار می گیرد. کلوملار باید در قسمت تحتانی به alar rim بچسبد طوریکه خطی که rim و پایین ترین بخش کلوملار را ترسیم می کند، ظاهر خمیده ملایمی ایجاد کند. خمیدگی بیش از حد این خط بیانگر ارتفاع تیغه زیرین بینی است که باید کوتاه شود. خط مستقیم حاکی از کاهش کولومیلار است که نیازمند افزایش کلوملارر و یا انتقال روبه جلوی alar rim  است. 

در معاینه نمای قاعده بینی، باید شاهد مثلث متساوی الاضلاع باشیم. نسبت کلوملار به بخش نرم بینی باید 2 به 1 باشد. سوراخ های بینی باید شکل قطره اشک باشند با محوری طویل که از قاعده تا نوک در جهت نسبتا میانی قرار می گیرد. از محل اتصال کلوملار با نرمه بینی، اطراف کلوملار باید مستقیم به سمت نقطه ای بروند که کرورای میانی زبانه می کشد. اگر کرورای میانی خیلی زود زبانه بکشد، کلوملار ممکن است کوتاه شود و قطره ای شکل بودن سوراخ بینی را از بین ببرد. زمانی که این اتفاق رخ دهد، حذف برخی بافت های نرم بین پایه های کرورای میانی، کاهش زبانه آنها از طریق بریدن غضروف در ناحیه شروع زبانه و بخیه زدن پایه ها به هم ممکن است صورت گیرد. 

در مشاهده بینی از نمای قاعده آن، باید شاهد مثلث متساوی الاضاع باشیم.

نسبت بخش کلوملار به لُب بینی باید 2 به 1 باشد و سوراخ های بینی باید به شکل قطره اشک باشند. 

سر در تمام نماهای نیمرخ باید در موقعیت افقی طبیعی باشد. گردن و چانه در این موقعیت باید در آرامش باشند و چشم ها به دورترین نقطه ممکن خیره شوند. اگر سر در این موقعیت باشد، هر خط عبوری از صورت بر روی صفحه افقی در صفحه طبیعی افقی صورت قرار خواهد گرفت. اگر خطی را عمود بر خط عمودی قرار گرفته بر روی سر در حالت سکون با چشمانی که رو به جلو خیره هستند رسم کنیم، می توانیم این صفحه افقی طبیعی صورت را بدست آوریم. این صفحه می تواند مانند خط فرانکفورت بر روی صفحه ای مشترک قرار بگیرد اما بدلیل موقعیت مختلف مجرای گوش خارجی در بیماران، ممکن است تفاوت کند. تمام زوایای صورت باید از صفحه افقی طبیعی صورت اندازه گیری شوند؛ این درحالی صورت می گیرد که این زوایای از خط فرانکفورت متفاوت باشند. 

در نمای افقی، نقاط زاویه نازوفرونتال (وابسته به بینی و پیشانی)، فرورفتگی مختصر نوک بینی، نقاط تعریف کننده نوک بینی و زاویه بین لب و کلوملار باید مورد ارزیابی قرار گیرند. زاویه بین نقاط معرف نوک بینی و زاویه بین لب و کلوملار زاویه columellar-lobular را تشکیل می دهند. 

در نمای نیمرخ، ابتدا موقعیت زاویه نازوفرونتال ارزیابی می شود. این زاویه باید از انتهای دُم ابرو شروع شود و بصورت منحنی ای با تقعر ملایم ابرو را به دورسم (پشت) بینی متصل کند. عمیق ترین ناحیه زاویه نازوفرانتال –درصورتی که چشم به سمت مقابل خیره است- باید بین خط مژه های فوقانی و بالای قوز بینی باشد. هیچ پارامتر استانداردی برای تعیین عمق دقیق زاویه وجود ندارد؛ بنابراین، جراح باید براساس زیبایی شناختی درخصوص عمق این زاویه قضاوت کند. 

در نمای نیمرخ، عمیق ترین ناحیه زاویه نازوفرانتال –درصورتی که چشم به سمت مقابل خیره است- باید بین خط مژه های فوقانی و بالای قوز بینی باشد.

در مرحله بعد، پروجکشن نوک بینی تعیین می شود. شیوه های زیادی برای ارزیابی پروجکشن نوک بینی توصیف شده اند. پروجکشن نوک بینی را می توان با ترسیم خطی از نقطه اتصال گونه و پره بینی تا نوک بینی نشان داد. درصورتیکه پروجکشن لب فوقانی طبیعی باشد، خطی عمودی در مجاورت برجسته ترین قسمت لب فوقانی ترسیم می شود. برای دست یابی به پروجکشن کافی نوک بینی، حداقل 50% خط افقی باید جلوتر از خط عمودی باشد. درصورتیکه این میزان به 60 درصد برسد، نوک بینی دارای پروجکشن بیش از حد است و باید کوتاه شود. اما در صورتیکه این میزان کمتر از 50 درصد باشد، بیانگر بینی کوتاه و عدم پروجکشن کافی است و در نتیجه باید آن را افزایش داد. 

برای ارزیابی پروجکشن نوک بینی باید خطی عمودی در مجاورت برجسته ترین قسمت لب فوقانی ترسیم کرد و حداقل 50 تا 60 درصد نوک بینی باید جلوتر از این خط باشد. در اینصورت می توان گفت که پروجکشن لب فوقانی طبیعی است. 

شیوه دیگر ارزیابی پروجکشن نوک بینی بدین صورت است که تعین کنیم آیا پروجکشن نوک بینی با پهنای قاعده بینی (حد فاصل دو پره بینی) برابری می کند یا خیر. 

درصورتیکه طول بینی طبیعی باشد، نسبت طول بینی به پروجکشن نوک بینی باید تقریبا برابر 1 به 67/0 باشد. 

پروجکشن نوک بینی را می توان براساس طول ایده آل بینی نیز تعیین کرد: 

طول ایده آل بینی (RT) ×67/0 = پروجکشن ایده آل نوک بینی (AT)

به هنگام تعیین پروجکشن بینی و چرخش آن، طول بینی را نیز باید در نظر گرفت. طول ایده آل بینی (RT) باید برابر فاصله خط زیر چانه (SM) تا محل اتصال دو لب باشد که برابر  TS×67/1  است. 

زمانی که پروجکشن ایده آل نوک بینی تعیین گردد، دورسم بینی نیز باید ارزیابی شود. این قسمت در زنان باید حدود 2 میلی متر عقب تر و موازی با خطی باشد که زاویه نازوفرونتال را به پروجکشن ایده آل نوک بینی وصل می کند؛ این قسمت در مردان باید کمی جلوتر باشد. اگر این قسمت بسیار عقب تر ازخط فرضی باشد، افزایش آن لازم است. اگر مماس بر این خط یا جلوتر از آن باشد، نیاز به کاهش دارد. در زنان ترجیحا بهتر است تا اندکی فرورفتگی در قسمت بالای نوک بینی مشهود باشد. این فرورفتگی وضوح بیشتری به بینی می دهد و به تعیین حد بدنه بینی از نوک آن کمک می کند. 

پس از تعیین پروجکشن ایده آل نوک بینی، نوبت به ارزیابی دورسم بینی می رسد تا کاهش و یا افزایش آن مشخص گردد.

 در مرحله بعد، درجه چرخش نوک بینی تعیین می شود. چرخش نوک بینی براساس درجه زاویه (زاویه چرخش) نازولبیال تعیین می گردد که با زاویه وابسته به کلوملار و لب یکسان نیست. زاویه نازولبیال با ترسیم خطی مستقیم از انتهای سوراخ بینی به ابتدا یا نوک آن (همانطور که در نمای نیمرخ مشاهده می کنید) اندازه گیری می شود. زاویه ای که این خط با خط عمود بر صفحه افقی طبیعی صورت ایجاد می کند را زاویه نازولبیال گویند. 

زاویه نازولبیال در زنان ترجیحا 95 تا 100 درجه است و در مردان 90 تا 95 درجه. جراح باید توجه داشته باشد که چرخش بینی ای با دورسم بالا و بدون فرورفتگی بالای نوک آن نسبت به بینی ای با دورسم پایین و فرورفتگی نوک،  کمتر به نظر می آید؛ حتی اگر درجه چرخش هردو بینی یکسان باشد. به همین دلیل، تصمیم گیری در مورد میزان چرخش ایده آل را نباید تا زمان تعیین خط نیمرخ پیشنهادی دورسم انجام داد. چرخش بینی در افراد کوتاه قد ممکن است از افراد بلند قد بیشتر باشد. 

زاویه لُبی-کلوملار دراثر اتصال کلوملا با نرمه زیر بینی شکل می گیرد و تقریبا 30 تا 45 درجه است. افزایش پُر بودن (گوشتالو بودن) این ناحیه که معمولا براثر برجستگی سپتوم انتهایی رخ می دهد، چرخش نوک بینی را بیشتر به چشم می آورد، حتی اگر زاویه نازولبیال (زاویه چرخش) در حد طبیعی باشد. 

درجه چرخش نوک بینی براساس درجه زاویه نازولبیال ارزیابی می شود. کاهش درجه نازولبیال حاکی از نیاز به چرخش بیشتر نوک بینی است.

بدون بررسی داخل بینی نمی‌توان گفت که کار معاینه بینی به اتمام رسیده است. مسیر عبور هوا، قسمت‌های والو بینی، موقعیت سپتوم و شرایط مارپیچ بینی باید ارزیابی شوند. به همین منظور، روشنایی مناسب (معمولاً به شکل چراغ جلوی ماشین)، تماس مناسب که ممکن است نیاز به آینه طبی (اسپکولوم) باشد و انقباض عروق ضرورت پیدا می‌کند. 

گشودگی مسیر عبور هوا، موقعیت سپتوم، شرایط مارپیچ بینی و والو داخلی بینی باید ارزیابی شوند.

در انتهای اولین جلسه معاینه بالینی، تصاویر استانداردی از نمای تمام رخ، نیم رخ راست و چپ، نمای مایل چپ و راست و نمای قاعده بینی (صفحه 64) گرفته می‌شود. این تصاویر برای تأیید آنالیز مورداستفاده قرار می‌گیرند. اندازه ها و نسبت ها بررسی می شوند. گاهی اوقات، مواردی که در طول اولین جلسه معاینه مشاهده نشد، از طریق عکس ها رؤیت می شود. بعد از تعیین تغییرات ایده آل، طرح هایی بر روی کاغذ روی عکس ها کشیده می شود و یا از تصویر کامپیوتری برای متصور کردن این تغییرات استفاده می شود. به منظور تعیین اینکه آیا تغییرات پیشنهادی نتیجه مطلوب را به بیمار می دهد و یا تغییرات دیگر بهتر هستند، قضاوت زیبایی شناختی جراح از اهمیت بالایی برخوردار است. برای مشاهده تاثیرات مختلف از طرح های مختلف و یا تصاویر کامپیوتری که شامل برخی تغییرات هستند استفاده می شود. جراح پس از مطالعه این تصویرها تصمیم می گیرد که کدام تغییرات را به عنوان بهترین مورد انتخاب کند.

پس از ارزیابی تصاویر گرفته شده از بیمار، یکبار دیگر از بیمار درخواست می شود تا به مطب بیاید. در این جلسه، هرگونه اختلاف بین آنالیز بالینی اولیه و آنالیز عکس ها بررسی می شود. جراح عکس ها را به بیمار نشان می دهد و نتایج آنالیز و اهداف جراحی را برای وی توضیح می دهد. تاکید می شود که طرح ها و تصاویر کامپیوتری صرفا اهداف را تشکیل می دهند و نباید از آنها برداشت نتایج نهایی را داشت. چنانچه بیمار از تغییرات پیشنهادی راضی نباشد، جراح و بیمار صراحتا اختلاف نظر خود را بیان می کنند. درصورتیکه جراح تمایلات بیمار را قابل درک احساس کند، نباید نسبت به عمل اقدام کند. اگر بیمار و جراح هر دو موافق ادامه کار باشند، اهداف جراحی فهرست می شوند و برنامه جراحی تنظیم و بر روی تابلو نوشته می شود.

 

نکات کلیدی

• صورت از نظر هرگونه دفرمیتی اسکلتی - صورتی نظیر پس رفت حفره گلابی شک و پس رفت استخوان گونه باید آنالیز شود. این موارد باید با بیمار درمیان گذاشته شود.

• آنالیز اولیه بینی باید با آنالیز ضخامت و چربی دار بودن پوست آغاز شود.

• پهنای بدنه بینی باید نسبت به قاعده پره بینی ارزیابی شود طوریکه پهنای بدنه بینی حدود 80 درصد پهنای قاعده پره بینی باشد. در اینصورت پهنای قاعده بینی نسبت به فاصله بین دو گوشه چشم و پهنای شیار پلکی طبیعی به نظر می آید.

• رابطه پره بینی و کلوملار باید از نظر هر گونه اختلافی ارزیابی شود. در مورد این موضوع مفصلا در فصل 6 بحث خواهد شد.

• نمای قاعده ای بینی باید نشان دهنده مثلثی متساوی الاضلاع باشد که در آن نسبت قسمت کلوملار به نرمه بینی 2 به 1 است.

• زاویه نازوفرونتال باید درحالی که چشمها به مقابل خیره اند، نسبت به خط مژه های فوقانی و چین بالای قوز بینی ارزیابی شود. وضعیت غیر طبیعی می تواند ظاهر بینی را کوتاه یا بلند کند.

• پروجکشن نوک بینی نسبت به خط عمود نزدیک به برجسته ترین قسمت لب فوقانی ارزیابی می شود. 50 تا 60 درصد نوک بینی باید جلوتر از این خط باشد. نسبت طول به پروجکشن باید 1 به 67/0 باشد.

• خط نیمرخ دورسم بینی پس از برنامه ریزی برای میزان ایده آل پروجکشن نوک بینی تعیین می شود.

• درجه چرخش بینی را می توان با آنالیز زاویه نازولبیال ارزیابی کرد. درحالیکه افزایش زاویه نازولبیال بیانگر بینی کوتاه شده است.

منبع:جک پی. گانتر. فرد ال. هاکنی

Jack P. Gunter. Fred L. Hackney

زمان انتشار: دوشنبه 09 تير 1393 (3 سال قبل)
تعداد بازدید: ۷۲۷۳